هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و ارادت خود به معشوق (که می‌تواند معشوق زمینی یا معنوی باشد) سخن می‌گوید. او از رنج‌های عشق، امید به وصال، و فداکاری جان در راه معشوق می‌گوید. معشوق در این شعر جایگاهی والا دارد و شاعر خود را بنده‌ای در پناه او می‌داند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات مورد استفاده نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.

شماره ۱۰۴ - بخشد گناه بنده که او پادشاه ماست

بخشد گناه بنده که او پادشاه ماست
گوید که بنده ایست که او در پناه ماست ۱

منعم مکن به غمزه ی خونریز در غمت
غمّاز نیست نیک بدان کاو سیاه ماست ۲

خون جگر ز دیده گشادم ز غم ببین
گر نشنوی تو مردم چشمم گواه ماست ۳

جان در امید وصل تو دادیم دلبرا
گفتی شبی که بنده ی بی اشتباه ماست ۴

رفتم به درگهش که زنم بوسه ای به خاک
دل برد از دو دستم و گفتا که راه ماست ۵

کردیم جان فدای لب لعل دلکشش
روزی به لطف گفت که او نیک خواه ماست ۶

دل برد و یک نظر سوی حال جهان نکرد
بختم به لابه گفت فلانی گناه ماست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۳ - آنکه درمان برنتابد درد بی درمان ماست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵ - داری دلا خبر تو که دردش دوای ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.