هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و عشق ناکام خود مینویسد و از یار خود میخواهد که دست از جفا بردارد. او از ناتوانی خود در درمان درد عشق و نداشتن چارهای برای وصل سخن میگوید و به بیوفایی دنیا اشاره میکند. در نهایت، او از وضعیت خود به عنوان یک گدا در راه یار یاد میکند و از بیگانگی جهان با خود شکایت دارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۴۷ - بدار ای نازنین یار از جفا دست
بدار ای نازنین یار از جفا دست
که بر وصلت نمی باشد مرا دست ۱
طبیب من به حالم رحمتی کن
که در دردت ندارم بر دوا دست ۲
منم افتاده ی عشقت ولیکن
ندارم در فراقت مومیا دست ۳
به آب جور و صابون ستمها
یقین دانم بشست او از وفا دست ۴
مراد من ز جانان وصل باشد
نباشد بر مرادم گوییا دست ۵
مکن بر عمر چندان اعتمادی
نداد اندر جهان کس را بقا دست ۶
زکوة حسن را فرمان دمی کن
چو دارد بر سر راهت گدا دست ۷
مسلمانان مرا از خاک کویت
چه چاره چون ندادم توتیا دست ۸
جهان بیگانه گشت از خویش آن روز
که زد بر دامن آن آشنا دست ۹
که بر وصلت نمی باشد مرا دست ۱
طبیب من به حالم رحمتی کن
که در دردت ندارم بر دوا دست ۲
منم افتاده ی عشقت ولیکن
ندارم در فراقت مومیا دست ۳
به آب جور و صابون ستمها
یقین دانم بشست او از وفا دست ۴
مراد من ز جانان وصل باشد
نباشد بر مرادم گوییا دست ۵
مکن بر عمر چندان اعتمادی
نداد اندر جهان کس را بقا دست ۶
زکوة حسن را فرمان دمی کن
چو دارد بر سر راهت گدا دست ۷
مسلمانان مرا از خاک کویت
چه چاره چون ندادم توتیا دست ۸
جهان بیگانه گشت از خویش آن روز
که زد بر دامن آن آشنا دست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - صبرم از روی تو ای دلبر فتّان تلخست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - بشد عمری که دارم بر خدا دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.