هوش مصنوعی:
ابر بارید و بر سبزهها گریست، شاعر بیان میکند که زندگی بدون لذتهای آن مانند نوشیدن شراب گلرنگ، ارزش زیستن ندارد. او به سبزههایی که امروز تماشا میکنیم اشاره میکند و از آینده میپرسد که چه کسی سبزههای خاک ما را تماشا خواهد کرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم فلسفی و عمیق درباره زندگی و مرگ است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب گلرنگ ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
رباعی ۸ - ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی بادهی گلرنگ نمیباید زیست ۱
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهی خاک ما تماشاگه کیست ۲
بی بادهی گلرنگ نمیباید زیست ۱
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهی خاک ما تماشاگه کیست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۸۹۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۷ - آن قصر که جمشید در او جام گرفت
گوهر بعدی:رباعی ۹ - اکنون که گل سعادتت پربار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.