هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف معشوق و زیبایی‌های او مانند گیسوی کمند، چشمان خمار، لب لعل، قد سروآسا و روی آتشین می‌پردازد. او از عشق و دلباختگی خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که دل و جانش در گرو معشوق است و آرزوی وصال او را دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۵۷ - تو را گیسو نگارا چون کمندست

تو را گیسو نگارا چون کمندست
مرا دل در سر زلفت به بندست ۱

تو را چشمان چو نرگس پر خمارست
لب لعل تو شیرین تر ز قندست ۲

تو را قدّیست همچون سرو آزاد
بر او میل دل ما بین که چندست ۳

به روی آتشین تو نگارا
دل و جان جهان بر وی سپندست ۴

بجز جانی ندارم در غم تو
ز لعلت بوسه ای ای جان به چندست ۵

حیات جاودان خواهم به وصلت
چو بالای توأم همّت بلندست ۶

بلای جان ما آن زلف و خالست
که ما را در چنین دامی فکندست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۶ - تا مرا دیده ز دیدار تو مهجور شدست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۸ - مرا رخسار مه رویی پسندست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.