هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و درد دل سخن میگوید. او از دلبستگی به معشوق، رنج فراق و تأثیر عشق بر زندگی خود مینویسد. عقل و دل درگیر هستند و شاعر از جور و جفای دنیا شکایت میکند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۱۵۹ - مرغ جانم به سر کوی بتی در بندست
مرغ جانم به سر کوی بتی در بندست
به نسیمی ز سر کوی وفا خرسندست ۱
به کمانی که بود راست چو ابروی کجش
تیر مژگانش تو گویی ز هواش افکندست ۲
درد دل هست بسی زان لب و رخ بر دل من
لاجرم چاره ی درد دل ما گل قندست ۳
مرغ عشق رخ دلدار به منقار قضا
گوییا مهر رخش در دل ما آکندست ۴
صبر گویند ضرورت بکن از صحبت یار
کس چه داند شب ایام فراقش چندست ۵
عقل گفتا برو ای دل به جهان سیری کن
گفت نتوان که به زلفش دو جهان پابندست ۶
این همه جور و جفا بر من مسکین ز چه روست
چو تو دانی که جهان از دل و جانت بندست ۷
به نسیمی ز سر کوی وفا خرسندست ۱
به کمانی که بود راست چو ابروی کجش
تیر مژگانش تو گویی ز هواش افکندست ۲
درد دل هست بسی زان لب و رخ بر دل من
لاجرم چاره ی درد دل ما گل قندست ۳
مرغ عشق رخ دلدار به منقار قضا
گوییا مهر رخش در دل ما آکندست ۴
صبر گویند ضرورت بکن از صحبت یار
کس چه داند شب ایام فراقش چندست ۵
عقل گفتا برو ای دل به جهان سیری کن
گفت نتوان که به زلفش دو جهان پابندست ۶
این همه جور و جفا بر من مسکین ز چه روست
چو تو دانی که جهان از دل و جانت بندست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۸ - مرا رخسار مه رویی پسندست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰ - سهی سرو مرا بالا بلندست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.