هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و هجران معشوق مینالد و از بیقراری و بیتابی خود سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که به او رحم کند و حالش را دریابد، چرا که جهان از درد فراق او آشفته است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۶۴ - بیا که بی رخ خوبت مرا به دل بارست
بیا که بی رخ خوبت مرا به دل بارست
ببین که دیده ز هجر رخ تو خون بارست ۱
بخور ز لطف غم حال ما که بد نبود
اگرچه در دو جهانت چو بنده بسیارست ۲
اگر به پرسش مسکین قدم نهی روزی
بیا که جان و دل و دیده جمله ایثارست ۳
مرا نه خواب و قرار و نه صبر و نه آرام
بتر که جور و جفای بتم به سر بارست ۴
بیا بتا که تن خسته ی ضعیف نحیف
ز بار هجر تو باری به کام اغیارست ۵
نگار من تو چه گویی که از چه روی آخر
به جور دلخوشی و دایمت جفا کارست ۶
به گوش او برسان ای صبا و زود بگو
جهان ز درد فراق تو سخت افگارست ۷
ببین که دیده ز هجر رخ تو خون بارست ۱
بخور ز لطف غم حال ما که بد نبود
اگرچه در دو جهانت چو بنده بسیارست ۲
اگر به پرسش مسکین قدم نهی روزی
بیا که جان و دل و دیده جمله ایثارست ۳
مرا نه خواب و قرار و نه صبر و نه آرام
بتر که جور و جفای بتم به سر بارست ۴
بیا بتا که تن خسته ی ضعیف نحیف
ز بار هجر تو باری به کام اغیارست ۵
نگار من تو چه گویی که از چه روی آخر
به جور دلخوشی و دایمت جفا کارست ۶
به گوش او برسان ای صبا و زود بگو
جهان ز درد فراق تو سخت افگارست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - عیدیست مبارک که کس آن عید ندیدست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - جهانی سر به سر چون نوبهارست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.