هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه به توصیف زیبایی و بیقراری معشوق و عشق شاعر به او میپردازد. شاعر از زلفهای سرکش و نرگسهای سرمست معشوق سخن میگوید و بیان میکند که عشق به او بیشمار است. همچنین، شعر بهصورت غیرمستقیم به فصل بهار و زیباییهای آن اشاره دارد.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک عمیقتر آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۶۷ - چو زلف تو جهان بس بی قرارست
چو زلف تو جهان بس بی قرارست
نپنداری که با کس پایدارست ۱
دو زلف سرکش رعنات با ما
چرا آشفته همچون روزگارست ۲
نیفتادست در دست کسی شاد
نگاری چون تو تا دست و نگارست ۳
نیایم در شمار ای دوست زان روی
که عاشق در جهانت بی شمارست ۴
ز نرگسهای سرمستت نگارا
هنوز اندر سرت گویی خمارست ۵
بهار آمد ز بلبل بشنو این صوت
که این موسم هوای سازگارست ۶
جهان خرّم شد از باد بهاری
که گویی خُرّمی اندر بهارست ۷
نپنداری که با کس پایدارست ۱
دو زلف سرکش رعنات با ما
چرا آشفته همچون روزگارست ۲
نیفتادست در دست کسی شاد
نگاری چون تو تا دست و نگارست ۳
نیایم در شمار ای دوست زان روی
که عاشق در جهانت بی شمارست ۴
ز نرگسهای سرمستت نگارا
هنوز اندر سرت گویی خمارست ۵
بهار آمد ز بلبل بشنو این صوت
که این موسم هوای سازگارست ۶
جهان خرّم شد از باد بهاری
که گویی خُرّمی اندر بهارست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۶ - شراب هجر تو بسیار خوردم
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - نمی دانم دلم باری به درد او گرفتارست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.