هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر درد هجران و اشتیاق به معشوق است. شاعر از جمال و زیبایی معشوق سخن میگوید و از رنج دوری و بیوفایی او شکایت میکند. او از دلسوختگی و غم هجران مینالد و التماس میکند که معشوق بازگردد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خون جگر سوخته' و 'غم هجران' ممکن است برای مخاطبان جوان سنگین باشد.
شماره ۲۰۵ - اوصاف جمال تو مرا ورد زبانست
اوصاف جمال تو مرا ورد زبانست
یاد لب جان پرور تو مونس جانست ۱
خون جگر سوخته ام در غم هجران
بی روی تو از دیده ی غمدیده روانست ۲
تسکین دل خسته ما آن رخ زیباست
یاقوت لب لعل توام قوت روانست ۳
یک دم ز خیالم نرود قامت زیباش
در دیده ی ما جای چنان سرو روانست ۴
گفتیم گذشت او مگر از جور و ستم لیک
چون نیک بدیدیم همانست همانست ۵
ای دل خبرت نیست که آن دلبر فتان
دل با دگری دارد و با ما به زبانست ۶
از هجر خیالی شده ام کان رخ مهوش
عمریست که از دیده ی غمدیده نهانست ۷
بازآی مکن بیش تعلّل که ز حد رفت
باری که ز هجران تو بر جان جهانست ۸
بار غم هجر تو به دل بود همه بار
بارش نتوان گفت که انبار گرانست ۹
یاد لب جان پرور تو مونس جانست ۱
خون جگر سوخته ام در غم هجران
بی روی تو از دیده ی غمدیده روانست ۲
تسکین دل خسته ما آن رخ زیباست
یاقوت لب لعل توام قوت روانست ۳
یک دم ز خیالم نرود قامت زیباش
در دیده ی ما جای چنان سرو روانست ۴
گفتیم گذشت او مگر از جور و ستم لیک
چون نیک بدیدیم همانست همانست ۵
ای دل خبرت نیست که آن دلبر فتان
دل با دگری دارد و با ما به زبانست ۶
از هجر خیالی شده ام کان رخ مهوش
عمریست که از دیده ی غمدیده نهانست ۷
بازآی مکن بیش تعلّل که ز حد رفت
باری که ز هجران تو بر جان جهانست ۸
بار غم هجر تو به دل بود همه بار
بارش نتوان گفت که انبار گرانست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۴ - بنای خاطر ما از غم تو ویرانست
گوهر بعدی:شماره ۲۰۶ - دیگر دلم از دست تو فریاد زنانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.