هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق شدید خود به معشوق میگوید و از بیتوجهی و سنگدلی او شکایت دارد. با وجود درد هجران و نالههایش، معشوق به او توجهی نمیکند، اما عشق او همچنان پابرجاست.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسات پیچیدهای مانند هجران و دلتنگی در شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۲۱۵ - چون دیده به دیدار تو مشتاق ز جانست
چون دیده به دیدار تو مشتاق ز جانست
ای دیده چرا روی تو از دیده نهانست ۱
گرچه تو ز ما فارغ و ما کشته به هجریم
لیکن همه شب یاد توأم روح و روانست ۲
انصاف ندارد دل سنگین نگارین
کاو با دگران از دل و با مابه زبانست ۳
گر بشنود آهی که کشم از دل محزون
گوید به سر کوی من آخر چه فغانست ۴
هرچند دعا گویمش او روی بتابد
یارب ز دعای منش آخر چه زیانست ۵
از ناله و فریاد چه حاصل دل ما را
چون حال من خسته به پیش تو عیانست ۶
با این همه تا سعی و توانست دلم را
جان می دهد از بهر تو تا او به جهانست ۷
ای دیده چرا روی تو از دیده نهانست ۱
گرچه تو ز ما فارغ و ما کشته به هجریم
لیکن همه شب یاد توأم روح و روانست ۲
انصاف ندارد دل سنگین نگارین
کاو با دگران از دل و با مابه زبانست ۳
گر بشنود آهی که کشم از دل محزون
گوید به سر کوی من آخر چه فغانست ۴
هرچند دعا گویمش او روی بتابد
یارب ز دعای منش آخر چه زیانست ۵
از ناله و فریاد چه حاصل دل ما را
چون حال من خسته به پیش تو عیانست ۶
با این همه تا سعی و توانست دلم را
جان می دهد از بهر تو تا او به جهانست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۴ - مرا تا در تنم پیوند جانست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۶ - می دهم جانی به عشقش تا مرا جان در تنست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.