هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد عشق و فراق می‌نالد و بیان می‌کند که دلش در اختیار معشوق است و از بی‌وفایی و دوری او رنج می‌برد. او از ناله‌های بی‌پاسخ و بی‌توجهی معشوق شکایت دارد و جهان را بی‌سر و سامان می‌بیند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق، درد فراق و ناامیدی است که درک آن‌ها برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند بی‌وفایی و رنج‌های عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۲۲۲ - دردمندیم و لب لعل تو درمان منست

دردمندیم و لب لعل تو درمان منست
وآتشی از لب دلجوی تو بر جان منست ۱

مشکل آنست که در دست و دلم را در جان
حاصلی نیست چو این دل نه به فرمان منست ۲

دل و دینم بربود او و رخ از من پوشید
بی وفایی چه کنم عادت جانان منست ۳

شب همه شب ز خیال تو نمی یارم خفت
روز تا شب به سر کوی تو افغان منست ۴

زاری ما به فلک رفت و به گوشت نرسید
هیچ شک نیست که از بخت پریشان منست ۵

جور بیگانه به هر حال توانم بردن
مشکل آنست که فریاد ز خویشان منست ۶

شد جهان بی سر و سامان و به غورش نرسید
چه توان کرد چو این خوی جهانبان منست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۲۱ - به روز بازپسین و به صبحگاه الست
گوهر بعدی:شماره ۲۲۳ - درد عشقی که ز هجران تو بر جان منست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.