هوش مصنوعی: شاعر در این متن از دردها و رنج‌های زندگی می‌گوید، از نادانی خود در تشخیص راه درست، از جور روزگار و دشمنی‌ها، و از این که جهان در نظرش تاریک است. او به این باور است که مردانگی و شجاعت تنها در برخی یافت می‌شود و به لطف و رحمت الهی پناه می‌برد. همچنین، از عشق و هجران معشوق و زیبایی بی‌نظیر او سخن می‌گوید و در پایان، از رحمت الهی که همیشه بر جهان حاکم است، سخن می‌راند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جور روزگار و هجران ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

شماره ۲۳۴ - ندانستم که اهلیت گناهست

ندانستم که اهلیت گناهست
و یا این ره که می پویم چه راهست ۱

ز جور روزگار و طعن دشمن
جهان پیش جهان بینم سیاهست ۲

نه هر مردی تواند کرد مردی
سواری شیر دل پشت سپاهست ۳

کسان را بر در هرکس پناهست
مرا بر درگه لطفش پناهست ۴

اگر آهی کشم در هم کشد روی
مگر آیینه را تندی ز آهست ۵

خیال آن بت خورشید پیکر
جهان پیما و شب رو همچو ماهست ۶

تو چون در خلوت وصلی چه دانی
که مسکینی ز هجرت دادخواهست ۷

نگار ماه رویم را ز خوبی
هزاران یوسف مصری به چاهست ۸

چرا رحمت نیارد بر گدایان
چو دایم بر جهان او پادشاهست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۳ - بر امید آنکه بینم روی دوست
گوهر بعدی:شماره ۲۳۵ - خدا بر حال این مسکین گواهست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.