هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و دوری از معشوق مینالد و از بیوفایی و نبود مهر در روزگار شکایت میکند. او با بیان گفتوگوهای خیالی با معشوق، عمق غم و اندوه خود را به تصویر میکشد و از انتظار بیپایان و ناامیدیهایش میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانهای است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت از روابط پیچیده انسانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۷۸ - ما را غمی چو شدّت هجران یار نیست
ما را غمی چو شدّت هجران یار نیست
وینم بتر که غیر غمم غمگسار نیست ۱
گفتم مگر نگار غم حال ما خورد
بوی وفا و مهر در این روزگار نیست ۲
گفتی شبی به کلبه احزان گذر کنم
بازآ که در جهان بتر از انتظار نیست ۳
گفتم خمار بشکنم اندر سحر به می
خوشتر ز شربت لب تو در خمار نیست ۴
گفتی به صبر کوش به هجران ما ولی
زین بیش صبرم از رخ آن گل عذار نیست ۵
گفتم که بار هست سگان را به کوی تو
ما را چرا به کوچه ی وصل تو بار نیست ۶
گفتی برو صداع مده پیش از این مرا
رحمی ترا بدین تن مهجور زار نیست ۷
گفتم تو سرو نازی و ما خاک ره به کوی
آخر به سوی ما ز چه رویت گذار نیست ۸
از دست رفت دامن وصل تو این بتر
دستم ز کار رفت و به دستم نگار نیست ۹
وینم بتر که غیر غمم غمگسار نیست ۱
گفتم مگر نگار غم حال ما خورد
بوی وفا و مهر در این روزگار نیست ۲
گفتی شبی به کلبه احزان گذر کنم
بازآ که در جهان بتر از انتظار نیست ۳
گفتم خمار بشکنم اندر سحر به می
خوشتر ز شربت لب تو در خمار نیست ۴
گفتی به صبر کوش به هجران ما ولی
زین بیش صبرم از رخ آن گل عذار نیست ۵
گفتم که بار هست سگان را به کوی تو
ما را چرا به کوچه ی وصل تو بار نیست ۶
گفتی برو صداع مده پیش از این مرا
رحمی ترا بدین تن مهجور زار نیست ۷
گفتم تو سرو نازی و ما خاک ره به کوی
آخر به سوی ما ز چه رویت گذار نیست ۸
از دست رفت دامن وصل تو این بتر
دستم ز کار رفت و به دستم نگار نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۷ - ما را ز درد عشق تو یک دم قرار نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۷۹ - بازآ که در فراق تو ما را قرار نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.