هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و دوری معشوق میگوید و بیان میکند که جز غم و خیال او چیزی برایش باقی نمانده است. او از بیرحمی معشوق شکایت دارد و احساس میکند که حتی کوچکترین توجهی به او نمیشود. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند ریش و نمک، کمان و تیر، و زنبور و نیش، عمق رنج خود را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، احساسات شدید غم و اندوه بیان شده در شعر ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۳۰۰ - در فراقت جز غمم کس پیش نیست
در فراقت جز غمم کس پیش نیست
وز وجودم جز خیالی بیش نیست ۱
خاطرم ریش است در هجران تو
مشکل آن کم جز نمک بر ریش نیست ۲
پادشاه صورت و معنی تویی
از چه رویت رحم بر درویش نیست ۳
خویش را بر خویش بودی رحمتی
اعتماد امروز هم بر خویش نیست ۴
چون کمانم گر به زانو کج کنی
تیر بدمهری مرا در کیش نیست ۵
گر دهد زنبور نیش و گاه نوش
زان شکر لب بر دلم جز نیش نیست ۶
وز وجودم جز خیالی بیش نیست ۱
خاطرم ریش است در هجران تو
مشکل آن کم جز نمک بر ریش نیست ۲
پادشاه صورت و معنی تویی
از چه رویت رحم بر درویش نیست ۳
خویش را بر خویش بودی رحمتی
اعتماد امروز هم بر خویش نیست ۴
چون کمانم گر به زانو کج کنی
تیر بدمهری مرا در کیش نیست ۵
گر دهد زنبور نیش و گاه نوش
زان شکر لب بر دلم جز نیش نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۹ - به درد ما بجز از وصل تو دوا خوش نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۰۱ - گرچه به پای بوس تو ما را مجال نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.