هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عرفانی و معنوی است که به ستایش خداوند و بیان توکل و نیاز انسان به لطف و فضل الهی میپردازد. شاعر در این شعر از ناتوانی انسان در برابر عظمت خداوند سخن میگوید و تنها پناهگاه را درگاه الهی میداند.
رده سنی:
15+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۱۱ - الهی شکر و فضلت را کران نیست
الهی شکر و فضلت را کران نیست
که را حمد و ثنایت در زبان نیست ۱
توکل کرده ی دریای حق را
به گلّه هیچ محتاج شبان نیست ۲
به گنج درّ معنی کم تو دادی
مرا چندان شعف بر پاسبان نیست ۳
یکی برگ درختی کو نه ذکرت
کند گویا که آن در بوستان نیست ۴
گلی کان نشکفاند باد لطفت
یقین دانم که اندر گلستان نیست ۵
چه پرسی حال زار ناتوانان
که کس را یک نظر بر ناتوان نیست ۶
چو سروش جای دادی بر دل خاک
از آن قدی چنان در بوستان نیست ۷
بجز درگاه لطفت ای جهاندار
تو می دانی مرا جا و مکان نیست ۸
ز هجر مدعی ما را به گیتی
به جز درگاه تو دارالامان نیست ۹
ترا باشد به عالم بنده بسیار
ولی چون من غریبی در جهان نیست ۱۰
که را حمد و ثنایت در زبان نیست ۱
توکل کرده ی دریای حق را
به گلّه هیچ محتاج شبان نیست ۲
به گنج درّ معنی کم تو دادی
مرا چندان شعف بر پاسبان نیست ۳
یکی برگ درختی کو نه ذکرت
کند گویا که آن در بوستان نیست ۴
گلی کان نشکفاند باد لطفت
یقین دانم که اندر گلستان نیست ۵
چه پرسی حال زار ناتوانان
که کس را یک نظر بر ناتوان نیست ۶
چو سروش جای دادی بر دل خاک
از آن قدی چنان در بوستان نیست ۷
بجز درگاه لطفت ای جهاندار
تو می دانی مرا جا و مکان نیست ۸
ز هجر مدعی ما را به گیتی
به جز درگاه تو دارالامان نیست ۹
ترا باشد به عالم بنده بسیار
ولی چون من غریبی در جهان نیست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۰ - دلی کجاست که آن دل سرشته با غم نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۱۲ - مرا به درد فراق تو هیچ درمان نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.