هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و فراق معشوق خود مینالد و بیان میکند که جز صبر چارهای ندارد. او از اشکهای بیپایان، بیقراری در فراق، و ناامیدی از رسیدن به وصال سخن میگوید. معشوق به حال زار او توجهی ندارد و شاعر خود را در دریای بیکران غم و فراق غرق شده میبیند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آنها به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۲۰ - ما را به درد عشق تو جز صبر چاره نیست
ما را به درد عشق تو جز صبر چاره نیست
شب نیست کز فراق تو صد جامه پاره نیست ۱
چندان ز درد عشق تو خونم ز دیده رفت
کز اشک دیده بر سر کویم گذاره نیست ۲
جانا به حال زار منت کی شود نظر
چون عاشقان روی ترا خود شماره نیست ۳
مستغرق محیط فراقم ستمگرا
دریای بی کران غمت را کناره نیست ۴
بیچاره ام تو چاره کارم نمی کنی
زین بیش در غم تو صبوریم چاره نیست ۵
یکدم به دولت شب وصلت نمی رسم
از دورم از جمال تو غیر از نظاره نیست ۶
کشتی به درد هجر جهانی به انتظار
مشکل که با تو گفت و شنیدیم یاره نیست ۷
شب نیست کز فراق تو صد جامه پاره نیست ۱
چندان ز درد عشق تو خونم ز دیده رفت
کز اشک دیده بر سر کویم گذاره نیست ۲
جانا به حال زار منت کی شود نظر
چون عاشقان روی ترا خود شماره نیست ۳
مستغرق محیط فراقم ستمگرا
دریای بی کران غمت را کناره نیست ۴
بیچاره ام تو چاره کارم نمی کنی
زین بیش در غم تو صبوریم چاره نیست ۵
یکدم به دولت شب وصلت نمی رسم
از دورم از جمال تو غیر از نظاره نیست ۶
کشتی به درد هجر جهانی به انتظار
مشکل که با تو گفت و شنیدیم یاره نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۹ - کیست که جانش ز غمت خسته نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۲۱ - شب نیست کز فراق تو صد جامه پاره نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.