هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دوری ناخواسته از معشوق و ناکامیهای خود در عشق میگوید. او بیان میکند که تلاشهایش بیفایده است و چارهای جز صبر ندارد. همچنین، از ناسازگاری روزگار و آزادی ظاهری خود سخن میگوید، اما تأکید میکند که از بندگی معشوق رهایی ندارد. در پایان، اشاره میکند که تحمل این شرایط دلیل خضوع و فروتنی او نیست.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات ادبی و سبک کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۲۷ - مرا ز حضرت تو دوری اختیاری نیست
مرا ز حضرت تو دوری اختیاری نیست
گناه من چه همانا ز بخت یاری نیست ۱
چو بخت یار نباشد چه سود سعی دلا
برو که چاره ی تو غیر بردباری نیست ۲
اگرچه ساخته ام با جفای گردش دهر
ز چرخ ناسره امکان سازگاری نیست ۳
اگرچه سرو صفت گشتم از جهان آزاد
مرا ز بندگی دوست رستگاری نیست ۴
عزیز بوده ام ای جان همیشه در دو جهان
تحمّلم سبب این سجود و خواری نیست ۵
گناه من چه همانا ز بخت یاری نیست ۱
چو بخت یار نباشد چه سود سعی دلا
برو که چاره ی تو غیر بردباری نیست ۲
اگرچه ساخته ام با جفای گردش دهر
ز چرخ ناسره امکان سازگاری نیست ۳
اگرچه سرو صفت گشتم از جهان آزاد
مرا ز بندگی دوست رستگاری نیست ۴
عزیز بوده ام ای جان همیشه در دو جهان
تحمّلم سبب این سجود و خواری نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۶ - چه کنم چون ز بخت یاری نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۲۸ - مرا درعشق تو خواب و خوری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.