هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق عمیق و یکطرفه خود به معشوق میگوید و بیان میکند که در جهان هیچ کس جز معشوق برای او جذابیت ندارد. او از بیقراری و اشکهایش در فراق معشوق مینالد و اظهار میکند که هیچ راهی جز کوی معشوق ندارد. شاعر از وفاداری بیشائبه خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد به حال زار او نظر کند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایین دشوار باشد.
شماره ۳۲۸ - مرا درعشق تو خواب و خوری نیست
مرا درعشق تو خواب و خوری نیست
بجز تو در جهانم دلبری نیست ۱
تو را بر جای من باشد بسی کس
مرا بر جایت ای جان دلبری نیست ۲
اگرچه سرکشی چون سرو از ما
مرا در پای تو غیر سری نیست ۳
نمی دانم بجز کوی تو راهی
بجز درگاه تو ما را دری نیست ۴
به دریای فراقت ای دلارام
به غیر از اشک چشمم گوهری نیست ۵
ز روز اوّلت گفتم نگارا
که شبهای غمت را آخری نیست ۶
چو سیماب سرشکم در جهان کو
چو رنگ روی زرد من زری نیست ۷
به آب دیده پروردمت لیکن
درخت باغ وصلت را بری نیست ۸
نظر فرما به حال زارم ای جان
که چون من در جهانت چاکری نیست ۹
بجز تو در جهانم دلبری نیست ۱
تو را بر جای من باشد بسی کس
مرا بر جایت ای جان دلبری نیست ۲
اگرچه سرکشی چون سرو از ما
مرا در پای تو غیر سری نیست ۳
نمی دانم بجز کوی تو راهی
بجز درگاه تو ما را دری نیست ۴
به دریای فراقت ای دلارام
به غیر از اشک چشمم گوهری نیست ۵
ز روز اوّلت گفتم نگارا
که شبهای غمت را آخری نیست ۶
چو سیماب سرشکم در جهان کو
چو رنگ روی زرد من زری نیست ۷
به آب دیده پروردمت لیکن
درخت باغ وصلت را بری نیست ۸
نظر فرما به حال زارم ای جان
که چون من در جهانت چاکری نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۷ - مرا ز حضرت تو دوری اختیاری نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۲۹ - از حال پریشان من او را خبری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.