هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و فراق مینالد و از بیتوجهی معشوق شکایت دارد. او احساس میکند که آه و نالههایش بیاثر است و معشوق به او و دیگر دلسوختگان توجهی ندارد. شاعر با بیان تصاویر شعری مانند خاک شدن در راه معشوق و ندیدن توجه از سوی او، عمق ناراحتی خود را نشان میدهد. در پایان نیز از ناامیدی و تاریکی شب هجران میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
شماره ۳۲۹ - از حال پریشان من او را خبری نیست
از حال پریشان من او را خبری نیست
یا هست و به دلسوختگانش نظری نیست ۱
گویند که دارد اثری آه دل ریش
فریاد که آه دل ما را اثری نیست ۲
در ره گذرش خاک شدم تا گذر آرد
بر ماش چرا آن بت مه رو گذری نیست ۳
گر هست تو را غیر من خسته نگاری
ای دوست به جان تو که ما را دگری نیست ۴
گفتم دل و جان پیشکش عشق تو کردم
آشفته دلان را بجز این ما حضری نیست ۵
گفتا ز جهان هیچ توقّع چو نداریم
ما را سر و پروای چنین مختصری نیست ۶
گویند که شب را سحری هست خدا را
این تیره شب هجر مرا خود سحری نیست ۷
یا هست و به دلسوختگانش نظری نیست ۱
گویند که دارد اثری آه دل ریش
فریاد که آه دل ما را اثری نیست ۲
در ره گذرش خاک شدم تا گذر آرد
بر ماش چرا آن بت مه رو گذری نیست ۳
گر هست تو را غیر من خسته نگاری
ای دوست به جان تو که ما را دگری نیست ۴
گفتم دل و جان پیشکش عشق تو کردم
آشفته دلان را بجز این ما حضری نیست ۵
گفتا ز جهان هیچ توقّع چو نداریم
ما را سر و پروای چنین مختصری نیست ۶
گویند که شب را سحری هست خدا را
این تیره شب هجر مرا خود سحری نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۸ - مرا درعشق تو خواب و خوری نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۳۰ - از حال پریشان من او را خبری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.