هوش مصنوعی: شاعر در این متن از غم فراق یار و درد دوری می‌نالد. او از بی‌توجهی معشوق و گذرا بودن دیدارش شکایت دارد و حسرت دیدار دوباره را در دل می‌کشد. احساس تنهایی و اندوه ناشی از این جدایی در سراسر شعر مشهود است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسات پیچیده‌ای مانند غم فراق و حسرت در این شعر وجود دارد که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر دشوار است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۳۴۹ - دوشم چه بود بی رخت ای دوست سرگذشت

دوشم چه بود بی رخت ای دوست سرگذشت
آب دو چشم در غم رویت ز سر گذشت ۱

گفتی بگوی شرح غم حال خویشتن
ترسم ملول گردی از این باب سرگذشت ۲

کان سرو جان شبی نخرامید سوی ما
سویم نظر نکرد ز ما زود درگذشت ۳

گفتم نظر به حال من افکن خدای را
زان پیشتر ز غصّه بگویند در گذشت ۴

بگذشت یار همچو سهی سرو بوستان
ما را خبر نبود و ز ما بی خبر گذشت ۵

باری خیال گشته ام از حسرت وصال
زان یک خیال روی تو کاندر نظر گذشت ۶

زان یک گذر اگر خبری در جهان بدی
جان کردمی فداش زمانی که برگذشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۸ - نسیم باد بهارست یا هوای بهشت
گوهر بعدی:شماره ۳۵۰ - صبحدم ذوقی ندارد بی تو در بستان گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.