هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و دوری معشوق مینالد و از بیصبری و ناتوانی خود در تحمل این دوری سخن میگوید. او از اشتیاق دیدار معشوق و ناامیدی از یافتن راهی به سوی او میگوید و از خداوند طاقت در برابر این فراق را طلب میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۷۶ - تا چند نالم من در فراقت
تا چند نالم من در فراقت
گشتم ز دوری بی صبر و طاقت ۱
دل شد ز دستم جان بر لب آمد
ای نور دیده در اشتیاقت ۲
درویش مسکین در کویت آمد
راهش ندادی اندر وثاقت ۳
مردم نگارا تا کی خدا را
طاقت ندارم من در فراقت ۴
گفتم غمی خور حال جهان را
تا کی دهد دست این اتّفاقت ۵
گشتم ز دوری بی صبر و طاقت ۱
دل شد ز دستم جان بر لب آمد
ای نور دیده در اشتیاقت ۲
درویش مسکین در کویت آمد
راهش ندادی اندر وثاقت ۳
مردم نگارا تا کی خدا را
طاقت ندارم من در فراقت ۴
گفتم غمی خور حال جهان را
تا کی دهد دست این اتّفاقت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۵ - یک باره به ترک غم جانان نتوان گفت
گوهر بعدی:شماره ۳۷۷ - تا کی کشم ای دوست ز خود کرده ندامت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.