هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به بیثباتی دنیا و دلبستگیهای گذرا اشاره دارد. شاعر از عشق و وصال سخن میگوید، ولی با زبانی پیچیده و پر از استعاره، مانند «زلف پیچاپیچ» و «ماده تلخ»، که نشاندهندهی سختیهای راه عشق است. در پایان، شاعر تأکید میکند که دل را نباید به هیچچیز دنیوی سپرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۹۱ - کار عالم همه هیچست چو هیچست به هیچ
کار عالم همه هیچست چو هیچست به هیچ
زینهار ای دل سرگشته که در هیچ مپیچ ۱
چون به شیرینی آن لب خورم این ماده تلخ
به سر و جان تو کاین عرصه ی غم را در پیچ ۲
وعده ی وصل خودم داد شبی در ظلمات
همچو زلف تو چه راهیست چنین پیچاپیچ ۳
سخنی گوی که مفهوم نگردد دهنت
ای عزیز دل من دل نتوان داد به هیچ ۴
زینهار ای دل سرگشته که در هیچ مپیچ ۱
چون به شیرینی آن لب خورم این ماده تلخ
به سر و جان تو کاین عرصه ی غم را در پیچ ۲
وعده ی وصل خودم داد شبی در ظلمات
همچو زلف تو چه راهیست چنین پیچاپیچ ۳
سخنی گوی که مفهوم نگردد دهنت
ای عزیز دل من دل نتوان داد به هیچ ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۰ - چرا به کار من ای جان وفا نکردی هیچ
گوهر بعدی:شماره ۳۹۲ - بیا لطافت گل را ببین به وقت صبوح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.