هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق میگوید. او از بیوفایی و نامهربانی معشوق شکایت دارد و بیان میکند که با وجود his long wait and از خود گذشتگی, his beloved has not reciprocated his feelings. شاعر همچنین از درد فراق و نبود معشوق مینالد و آرزو میکند که ای کاش معشوق به او روی خوش نشان میداد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و اندوه ناشی از عشق ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۴۱۷ - همی خواهم که آیی در برم شاد
همی خواهم که آیی در برم شاد
که تا باشم زمانی از تو دلشاد ۱
اگر کامم ز لعلت برنیاید
کنم پیش جهانبان از تو فریاد ۲
که دل بربود از ما چشم مستش
بدادم عاقبت چون زلف بر باد ۳
ز یاد او دمی خالی نشد جان
نکرد آن بی وفا یکدم مرا یاد ۴
برای روز وصلت مادر دهر
به یمن طالع عشقت مرا زاد ۵
طبیب من ببالینم نیامد
به یک شربت نکرد او خاطرم شاد ۶
نشستم بر سر کویش بسی سال
که یک روزش نظر بر من نیفتاد ۷
چرا آخر چنین نامهربانی
وفا و مهر از عالم برافتاد ۸
دلم بربود و آنگه قصد جان کرد
جهان و جان فدای جان او باد ۹
که تا باشم زمانی از تو دلشاد ۱
اگر کامم ز لعلت برنیاید
کنم پیش جهانبان از تو فریاد ۲
که دل بربود از ما چشم مستش
بدادم عاقبت چون زلف بر باد ۳
ز یاد او دمی خالی نشد جان
نکرد آن بی وفا یکدم مرا یاد ۴
برای روز وصلت مادر دهر
به یمن طالع عشقت مرا زاد ۵
طبیب من ببالینم نیامد
به یک شربت نکرد او خاطرم شاد ۶
نشستم بر سر کویش بسی سال
که یک روزش نظر بر من نیفتاد ۷
چرا آخر چنین نامهربانی
وفا و مهر از عالم برافتاد ۸
دلم بربود و آنگه قصد جان کرد
جهان و جان فدای جان او باد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۶ - به بستان جهان ای سرو آزاد
گوهر بعدی:شماره ۴۱۸ - ز قدّت چون خجل شد سرو آزاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.