هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و فراق معشوق شکایت میکند و از بیوفایی و جفای او مینالد. او بیان میکند که از آتش هجران به خاکستر تبدیل شده و اشکهایش جاری است، اما معشوق حتی یادی از او نمیکند. شاعر به ماهرخان (زیبارویان) اشاره میکند که جفا پیشه کردهاند و این گویا رسم جهان شده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل موضوعات عاشقانه عمیق و احساسات شدید مانند هجران و جفاست که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۴۲۰ - فریاد و فغان در غم هجران تو فریاد
فریاد و فغان در غم هجران تو فریاد
تا چند کنی بر من دلسوخته بیداد ۱
تا کی غم هجران بنهی بر دل ریشم
تا کی نکنی یک شبک از وصل خودم یاد ۲
یک دم نزنم بی تو تو دانی که چنین است
با آنکه نیاری ز من خسته دمی یاد ۳
از آتش هجران تو خاکستر محضیم
از ما که رساند به تو پیغام مگر باد ۴
این اشک که می رانمش از رخ بر مردم
با آنکه جگر گوشه بدم از نظر افتاد ۵
گر راست بپرسی سخن مهر و محبّت
با مات نبود ای بت بگزیده ز بنیاد ۶
از ماه رخان جمله جفا گشت مسلّم
گویی به جهان عادت این رسم که بنهاد ۷
تا چند کنی بر من دلسوخته بیداد ۱
تا کی غم هجران بنهی بر دل ریشم
تا کی نکنی یک شبک از وصل خودم یاد ۲
یک دم نزنم بی تو تو دانی که چنین است
با آنکه نیاری ز من خسته دمی یاد ۳
از آتش هجران تو خاکستر محضیم
از ما که رساند به تو پیغام مگر باد ۴
این اشک که می رانمش از رخ بر مردم
با آنکه جگر گوشه بدم از نظر افتاد ۵
گر راست بپرسی سخن مهر و محبّت
با مات نبود ای بت بگزیده ز بنیاد ۶
از ماه رخان جمله جفا گشت مسلّم
گویی به جهان عادت این رسم که بنهاد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۹ - تا چند کنم جانا از دست غمت فریاد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۱ - ز جفای فلک سفله مسلمانان داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.