هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از درد فراق و غم عشق می‌نالد و از ستم‌های معشوق شکایت می‌کند. او از بی‌وفایی و جفای معشوق گله دارد، اما همچنان به عشق و وفاداری خود پایبند است و امیدوار است که معشوق روزی به او توجه کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عاشقانه‌ای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، بیان غم و اندوه و جفای معشوق ممکن است برای گروه‌های سنی پایین سنگین باشد.

شماره ۴۴۷ - کسی که تخم غمت در میان جان کارد

کسی که تخم غمت در میان جان کارد
روا بود که جهان را ز یاد بگذارد ۱

مکن ستم تو از این بیش نور دیده ی من
که دیده ام ز فراق رخ تو خون بارد ۲

طریق دلبر من دلبریست باکی نیست
ولی چو برد دلم را بگو نگه دارد ۳

دلم ببرد و به غم داد و قصد دینم کرد
به غیر دلبر عیار من که آن دارد ۴

اگر به رهگذرم بیند آن جفاپیشه
ز ره بگردد و ما را ندیده انگارد ۵

اگر شبی به وصالم نوازد او چه شود
ز جان من ستم روز هجر بردارد ۶

تفاوتی نکند گر ز روی لطف و کرم
دمی ز صحبت و عهد قدیم یاد آرد ۷

اگر به خاطرش آید که بگذرد بر ما
یقین ز طالع خویشم که بخت نگذارد ۸

بهر ستم که کند بر دلم که دامن دوست
ز دست ما نگذاریم او چه پندارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۴۶ - مهر رویش نه چنانم نگران می دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۴۸ - دوای درد دوری صبر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.