هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و بیان میکند که با وجود تمام رنجها و ستمهای معشوق، نمیتواند وفاداری را ترک کند. او درد دلش را از معشوق پنهان نمیکند و اشتیاق دیدارش را وصفناپذیر میداند. شاعر از معشوق میخواهد که به فریادش برسد و او را دریابد، چرا که دیگر تحمل فراق و فغان بر سر کویش را ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند.
شماره ۴۷۵ - بیش از این با من بیچاره جفا نتوان کرد
بیش از این با من بیچاره جفا نتوان کرد
با وجود ستمش ترک وفا نتوان کرد ۱
چون طبیب من دلخسته تو باشی چه کنم
درد خود را ز تو ای دوست نهان نتوان کرد ۲
در فراق رخ چون ماه تو ای نور دو چشم
غیر خون جگر از دیده روان نتوان کرد ۳
دل ما برد رخ و لعل تو ای دوست ولی
تکیه بر آتش و بر آب روان نتوان کرد ۴
اشتیاقی که مرا هست به دیدار رخت
شرح آن ای دل و دینم به زبان نتوان کرد ۵
پایمردی کن و دریاب که از درد فراق
بیش از این بر سر کوی تو فغان نتوان کرد ۶
هم به فریاد من خسته ی بیچاره برس
دل چو بردی ز برم قصد به جان نتوان کرد ۷
جان و دل هر دو زیانست مرا در غم تو
لیکن اندیشه ی این سود و زیان نتوان کرد ۸
با وجود ستمش ترک وفا نتوان کرد ۱
چون طبیب من دلخسته تو باشی چه کنم
درد خود را ز تو ای دوست نهان نتوان کرد ۲
در فراق رخ چون ماه تو ای نور دو چشم
غیر خون جگر از دیده روان نتوان کرد ۳
دل ما برد رخ و لعل تو ای دوست ولی
تکیه بر آتش و بر آب روان نتوان کرد ۴
اشتیاقی که مرا هست به دیدار رخت
شرح آن ای دل و دینم به زبان نتوان کرد ۵
پایمردی کن و دریاب که از درد فراق
بیش از این بر سر کوی تو فغان نتوان کرد ۶
هم به فریاد من خسته ی بیچاره برس
دل چو بردی ز برم قصد به جان نتوان کرد ۷
جان و دل هر دو زیانست مرا در غم تو
لیکن اندیشه ی این سود و زیان نتوان کرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۴ - تا چند توان درد تو در سینه نهان کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۶ - ز دست خیل خیال تو خواب نتوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.