هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و دلباختگی سخن میگوید. شاعر از بازیهای دل با معشوق، رنج هجران، و امید به وصال مینویسد. تصاویری مانند زلف معشوق، قد سرو، و چشمهای شوخ به کار رفتهاند. در نهایت، شاعر خود را بندهای در محضر معشوق میداند و با وجود غم، دل به جهان میبندد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۸۲ - تا دلم با تو عشق بازی کرد
تا دلم با تو عشق بازی کرد
مرغ جان نیز شاهبازی کرد ۱
دیده در حلقه دو زلفش بست
تا لب دوست دلنوازی کرد ۲
دل مسکین من به بوته ی هجر
رفت و عمری که جان گدازی کرد ۳
حسد از باد صبح برد دلم
زآنکه با زلف دوست بازی کرد ۴
چشم شوخ تو وعده ام به وصال
داد و دل رفت کارسازی کرد ۵
منتظر بود دیده بر قد سرو
چون بدیدیم بی نیازی کرد ۶
مردم دیده ام به خون مژه
خرقه ی جان بدان نمازی کرد ۷
دل من بنده است و تو محمود
سالها بر درت ایازی کرد ۸
با وجود غمت دلم به جهان
با سهی سرو سرفرازی کرد ۹
مرغ جان نیز شاهبازی کرد ۱
دیده در حلقه دو زلفش بست
تا لب دوست دلنوازی کرد ۲
دل مسکین من به بوته ی هجر
رفت و عمری که جان گدازی کرد ۳
حسد از باد صبح برد دلم
زآنکه با زلف دوست بازی کرد ۴
چشم شوخ تو وعده ام به وصال
داد و دل رفت کارسازی کرد ۵
منتظر بود دیده بر قد سرو
چون بدیدیم بی نیازی کرد ۶
مردم دیده ام به خون مژه
خرقه ی جان بدان نمازی کرد ۷
دل من بنده است و تو محمود
سالها بر درت ایازی کرد ۸
با وجود غمت دلم به جهان
با سهی سرو سرفرازی کرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۱ - دلی که در همه عالم بزرگواری کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۳ - ناتوان چشم تو تا میل به مخموری کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.