هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از بیوفایی و بیتوجهی معشوق شکایت میکند و بیان میکند که با وجود تمام ایثار و عشق او، معشوق حتی نگاهی به او نکرده و رحمی به حالش نداشته است. او از این بیوفایی دلشکسته و در نهایت به سرزنش خود و معشوق میپردازد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و دلشکستگی است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۸۴ - یک دم نگار ما نظری سوی ما نکرد
یک دم نگار ما نظری سوی ما نکرد
رحمی به حال زار من مبتلا نکرد ۱
گفتم وفا کند به غلط با من آن صنم
برگشت از وفا و به غیر از جفا نکرد ۲
شرمش نیامد از من دل خسته ی حزین
گویم که آن چه بود که آن بی وفا نکرد ۳
سلطان حسن بود از آن رو وفا نداشت
از روی مرحمت نظری بر گدا نکرد ۴
بگذشت در چمن بر ما سرو راستی
از روی مردمی گذری سوی ما نکرد ۵
کردیم جان و دل به تو ایثار در جهان
همچون جهان مباش که با کس وفا نکرد ۶
چون حلقه بر درش همه دم سرزنش کشیم
یک شب به ما نگار در وصل وا نکرد ۷
رحمی به حال زار من مبتلا نکرد ۱
گفتم وفا کند به غلط با من آن صنم
برگشت از وفا و به غیر از جفا نکرد ۲
شرمش نیامد از من دل خسته ی حزین
گویم که آن چه بود که آن بی وفا نکرد ۳
سلطان حسن بود از آن رو وفا نداشت
از روی مرحمت نظری بر گدا نکرد ۴
بگذشت در چمن بر ما سرو راستی
از روی مردمی گذری سوی ما نکرد ۵
کردیم جان و دل به تو ایثار در جهان
همچون جهان مباش که با کس وفا نکرد ۶
چون حلقه بر درش همه دم سرزنش کشیم
یک شب به ما نگار در وصل وا نکرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۳ - ناتوان چشم تو تا میل به مخموری کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۵ - دلبر به هر چه گفت به قولش وفا نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.