هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به بیان عشق و دلبستگی خود به معشوق میپردازد. او از زیباییهای معشوق مانند زلف و رخسارش سخن میگوید و تأثیر آنها را بر طبیعت و جهان توصیف میکند. همچنین، از درد فراق و جفای معشوق شکایت کرده و امید به وصال را بیان میدارد.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۵۰۰ - مرغ جان من دلخسته هوا می گیرد
مرغ جان من دلخسته هوا می گیرد
بوی زلف تو هم از باد صبا می گیرد ۱
ماه و خورشید جهان را به یقین می دانم
کز رخ روشن تو نور و ضیا می گیرد ۲
طوبی و نارون اندر چمن باغ بهشت
از قد و قامت تو نشو و نما می گیرد ۳
ای طبیب دل پردرد نگویی با من
کز من خسته ملال تو چرا می گیرد ۴
آه من گر همه آتش شود ای جان جهان
آب حیوان منی در تو کجا می گیرد ۵
بازِ مهر من مهجور کبوتر بچه ای
در هوای شب وصلت به بلا می گیرد ۶
گفته بودم ز جفایت بنهم سر به جهان
دامن مهر تو ای دوست وفا می گیرد ۷
بوی زلف تو هم از باد صبا می گیرد ۱
ماه و خورشید جهان را به یقین می دانم
کز رخ روشن تو نور و ضیا می گیرد ۲
طوبی و نارون اندر چمن باغ بهشت
از قد و قامت تو نشو و نما می گیرد ۳
ای طبیب دل پردرد نگویی با من
کز من خسته ملال تو چرا می گیرد ۴
آه من گر همه آتش شود ای جان جهان
آب حیوان منی در تو کجا می گیرد ۵
بازِ مهر من مهجور کبوتر بچه ای
در هوای شب وصلت به بلا می گیرد ۶
گفته بودم ز جفایت بنهم سر به جهان
دامن مهر تو ای دوست وفا می گیرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۹ - بامدادان که سر از خواب گران برگیرد
گوهر بعدی:شماره ۵۰۱ - ز مهر روی خوب تو دلم دل بر نمی گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.