هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غمگین، درباره عشق و رنج‌های ناشی از آن است. شاعر از دل‌بستگی و عشق به معشوق سخن می‌گوید و درد و رنج ناشی از بی‌توجهی و بی‌میلی معشوق را بیان می‌کند. همچنین، از فتنه‌انگیزی معشوق و دیوانگی عاشق در برابر زلف‌های او یاد می‌شود.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و دیوانگی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۵۰۷ - آن غمزه فتّانت از خواب چو برخیزد

آن غمزه فتّانت از خواب چو برخیزد
دانم که ز هر گوشه صد فتنه برانگیزد ۱

بر خاک درش دایم چون معتکفیم از جان
آخر ز چه رو جانان خون دل ما ریزد ۲

بر خاک من مسکین چون درگذری ای دوست
گردیم چو برخیزد در دامنش آویزد ۳

جان گم شده از دستم بر خاک سر کویش
دل خاک سر هر کو بی فایده می بیزد ۴

چون نیست تو را میلی با غم زدگان چتوان
بیچاره دل محزون با بخت چه بستیزد ۵

آن سلسله ی مشکین بر پای دل ما نه
کز زلف چو زنجیرت دیوانه نپرهیزد ۶

آن کس که غم عشقت از جان و جهان جوید
از تیغ نیندیشد وز تیر نه بگریزد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۰۶ - ای دیده ی نم دیده بی روی تو خون ریزد
گوهر بعدی:شماره ۵۰۸ - سحرگهی که ز خواب شبانه برخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.