هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و اشتیاق به معشوق میگوید و بیان میکند که هیچ درمانی برای درد دوری از او وجود ندارد. او از نیش فراق و زخمهای هجران مینالد و اظهار میکند که حتی بوی زلفین معشوق نیز به او نمیرسد. شاعر به این نتیجه میرسد که جز غم، همدمی دیگر از معشوق نصیبش نمیشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۱۹ - فریاد کاین طبیب به دردم نمی رسد
فریاد کاین طبیب به دردم نمی رسد
دستم به دور وصل تو هر دم نمی رسد ۱
مجروح شد دلم به سر نیش اشتیاق
مشکل که از وصال تو مرهم نمی رسد ۲
راضی شدم به نکهت زلفین دلکشت
فریاد و الغیاث که آن هم نمی رسد ۳
دلدار اگرچه همدم یاران محرمست
ما را به غیر غم ز تو همدم نمی رسد ۴
نیش فراق روی تو دانی که هر نفس
بر جان خستگانت ز صد کم نمی رسد ۵
جرّاح هجر روی تو بس نیش می زند
بر دل ولی چه سود که بر دم نمی رسد ۶
چندانکه دیده بر در شادی نهاده ام
بس حلقه بر در دلم از غم نمی رسد ۷
دستم به دور وصل تو هر دم نمی رسد ۱
مجروح شد دلم به سر نیش اشتیاق
مشکل که از وصال تو مرهم نمی رسد ۲
راضی شدم به نکهت زلفین دلکشت
فریاد و الغیاث که آن هم نمی رسد ۳
دلدار اگرچه همدم یاران محرمست
ما را به غیر غم ز تو همدم نمی رسد ۴
نیش فراق روی تو دانی که هر نفس
بر جان خستگانت ز صد کم نمی رسد ۵
جرّاح هجر روی تو بس نیش می زند
بر دل ولی چه سود که بر دم نمی رسد ۶
چندانکه دیده بر در شادی نهاده ام
بس حلقه بر در دلم از غم نمی رسد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۸ - فکرم به منتهای جمالت نمی رسد
گوهر بعدی:شماره ۵۲۰ - دردم ز وصل دوست به درمان نمی رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.