هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن میگوید و بیان میکند که تا زمانی که توانایی دارد، غم عشق را رها نخواهد کرد. او از درد دوری معشوق مینالد و آرزوی وصال دارد. هر نوازشی جز وصال معشوق را بیارزش میداند و ذکر اوصاف معشوق را همیشه بر زبان دارد. شاعر تا زمانی که به وصال نرسد، شبها به فغان و ناله ادامه خواهد داد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۵۳۸ - تا مرا طاقت هجران و توانم باشد
تا مرا طاقت هجران و توانم باشد
نکنم ترک غمت تا دل و جانم باشد ۱
تا شدی دور مرا از نظر ای نور دو چشم
دایماً خون دل از دیده روانم باشد ۲
طوبی و نارون از پای درآیند ز رشک
در لب جوی که آن سرو روانم باشد ۳
گفته بودی که شبی داد ز وصلت بدهم
گر دهی نیز کجا طالع آنم باشد ۴
هر نوازش که کنی بنده دلسوخته را
بجز از دولت وصلت نه چنانم باشد ۵
مار شیدای فراقت به دلم نیشی زد
غیر تریاک وصال تو زیانم باشد ۶
گر شبی بنده نوازی ز سر لطف یقین
چه سعادت به از این در دو جهانم باشد ۷
با همه جور که از دست تو می یابد دل
ذکر اوصاف رخت ورد زبانم باشد ۸
تا مراد من دلخسته ز وصلت ندهی
همه شب بر سر کوی تو فغانم باشد ۹
نکنم ترک غمت تا دل و جانم باشد ۱
تا شدی دور مرا از نظر ای نور دو چشم
دایماً خون دل از دیده روانم باشد ۲
طوبی و نارون از پای درآیند ز رشک
در لب جوی که آن سرو روانم باشد ۳
گفته بودی که شبی داد ز وصلت بدهم
گر دهی نیز کجا طالع آنم باشد ۴
هر نوازش که کنی بنده دلسوخته را
بجز از دولت وصلت نه چنانم باشد ۵
مار شیدای فراقت به دلم نیشی زد
غیر تریاک وصال تو زیانم باشد ۶
گر شبی بنده نوازی ز سر لطف یقین
چه سعادت به از این در دو جهانم باشد ۷
با همه جور که از دست تو می یابد دل
ذکر اوصاف رخت ورد زبانم باشد ۸
تا مراد من دلخسته ز وصلت ندهی
همه شب بر سر کوی تو فغانم باشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۷ - هر که را مهر رخ خوب تو در دل باشد
گوهر بعدی:شماره ۵۳۹ - اگرچه بر دلم از هجر صد ستم باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.