هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید و زیباییهای او را با تصاویر طبیعی مانند بهار، گلستان، سرو و چمن مقایسه میکند. شاعر از فراق و اشتیاق به وصال معشوق مینالد و از مستی عشق و تأثیر آن بر خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۵۵۲ - هر که را در دو جهان همچو تو یاری باشد
هر که را در دو جهان همچو تو یاری باشد
یا به دست دل او چون تو بهاری باشد ۱
کی کند بس ز تماشای گلستان رخت
خاصه کز وصل تواش بوس و کناری باشد ۲
بر سر چشمه ی چشمم بنشین تا گویم
جای سرو و چمنی هم به کناری باشد ۳
گذری کن به سوی ما ز سر لطف دمی
زآنکه سروش به سر خاک گذاری باشد ۴
گر گذاری بودم در دل تو نیست عجب
زآنکه از خس دل دریاش چه عاری باشد ۵
باده ی عشق ترا مستی از آن بیشترست
که به یک جرعه مرا دفع خماری باشد ۶
به شب زلف تو و روز رخت بتوان دید
گرچه در جمله جهان لیل و نهاری باشد ۷
یا به دست دل او چون تو بهاری باشد ۱
کی کند بس ز تماشای گلستان رخت
خاصه کز وصل تواش بوس و کناری باشد ۲
بر سر چشمه ی چشمم بنشین تا گویم
جای سرو و چمنی هم به کناری باشد ۳
گذری کن به سوی ما ز سر لطف دمی
زآنکه سروش به سر خاک گذاری باشد ۴
گر گذاری بودم در دل تو نیست عجب
زآنکه از خس دل دریاش چه عاری باشد ۵
باده ی عشق ترا مستی از آن بیشترست
که به یک جرعه مرا دفع خماری باشد ۶
به شب زلف تو و روز رخت بتوان دید
گرچه در جمله جهان لیل و نهاری باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۱ - آن دل نگویمش من آن سنگ خاره باشد
گوهر بعدی:شماره ۵۵۳ - درد ما را ز وصال تو دوا کی باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.