هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق عمیق و یکطرفه خود صحبت میکند و از بیتوجهی معشوق شکایت دارد. او بیان میکند که تمام وجودش را فدای معشوق کرده و از او انتظار ترحم و توجه دارد. همچنین، شاعر از درد هجران و بیکسی مینالد و معتقد است که هیچکس مانند معشوق نمیتواند مونس و غمخوار او باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۵۷۷ - مرا جز عشق تو کاری نباشد
مرا جز عشق تو کاری نباشد
چو تو در عالمم یاری نباشد ۱
دلم بردی و دلداری نکردی
حقیقت چون تو دلداری نباشد ۲
غمم دادی و غمخوارم نگشتی
چه گویم چون تو غمخواری نباشد ۳
فدایت کرده ام جانرا همانا
که از من بر دلت باری نباشد ۴
نظر کن سوی من کز پادشاهان
ترحّم بر گدا عاری نباشد ۵
کنم یکباره خود را خاک راهت
گرم بر درگهت باری نباشد ۶
جهان را ظلمت هجر ارچه بگرفت
چو زلف تو سیه کاری نباشد ۷
چو تو در عالمم یاری نباشد ۱
دلم بردی و دلداری نکردی
حقیقت چون تو دلداری نباشد ۲
غمم دادی و غمخوارم نگشتی
چه گویم چون تو غمخواری نباشد ۳
فدایت کرده ام جانرا همانا
که از من بر دلت باری نباشد ۴
نظر کن سوی من کز پادشاهان
ترحّم بر گدا عاری نباشد ۵
کنم یکباره خود را خاک راهت
گرم بر درگهت باری نباشد ۶
جهان را ظلمت هجر ارچه بگرفت
چو زلف تو سیه کاری نباشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۶ - چون عارض دلجوی بتم ماه نباشد
گوهر بعدی:شماره ۵۷۸ - مرا جز عشق تو کاری نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.