هوش مصنوعی: شاعر در این متن از فراق معشوق و درد دوری او می‌نالد. او از عمری که در آرزوی دیدار معشوق گذشت، سخن می‌گوید و از ناامیدی در رسیدن به وصال یار شکایت دارد. شاعر با تصاویر شاعرانه مانند مرغ دل به دام افتاده و طبع رام شده، احساسات خود را بیان می‌کند. در نهایت، با وجود خرابی حال در فراق، اشاره می‌کند که با وصل دوست، جهان به نظم درمی‌آید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات شاعرانه ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۵۸۶ - چون روز عمر من به فراق تو شام شد

چون روز عمر من به فراق تو شام شد
در آرزوی روی تو عمرم تمام شد ۱

خون دلم چو بر تو حلالست دلبرا
آخر چرا وصال تو بر ما حرام شد ۲

رحمی به حال زار من خسته دل بکن
کز دست رفت و در پی ماه تمام شد ۳

دیگ هوای زلف تو می پخت در دماغ
مسکین دلم که در سر سودای خام شد ۴

مرغ دلم که کرد به کوی غمت هوا
شست دو زلف یار بدید و به دام شد ۵

زین پیش طبع توسن ما بود بدلگام
واکنون به زخم قمچی ایام رام شد ۶

هرچند در فراق تو حالم خراب بود
با وصل دوست کار جهان با نظام شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۸۵ - جمال روی تو بر ملک دل چو سرور شد
گوهر بعدی:شماره ۵۸۷ - مرا تا دل به رویت مهربان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.