هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر درد دوری از معشوق و اشتیاق به دیدار اوست. شاعر از رنج فراق، ناامیدی از وصال و نامهربانی معشوق شکایت میکند و آرزوی دیدار دوباره را دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند درد عشق و ناامیدی برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۵۸۷ - مرا تا دل به رویت مهربان شد
مرا تا دل به رویت مهربان شد
ز دیده خون دل گویی روان شد ۱
دلم بر خاک کویت زار بنشست
روان تا قامت سرو روان شد ۲
به بوی آنکه پایت را ببوسد
بدان امّید خاک آستان شد ۳
دل بیچاره ساکن گشت آنجا
فدای خاک کوی دلبران شد ۴
چرا آن دلبر طنّاز باری
پری وار از دو چشم ما نهان شد ۵
مسلمانان نمی دانم که دلبر
چرا با ما چنین نامهربان شد ۶
نگارینا خبر داری ز حالم
که جان از درد دوری ناتوان شد ۷
نخورده شربتی از جام نوشین
به بخت ما چرا او سرگران شد ۸
چو سرو ناز سوی ما گذر کن
که تا گویم جهان از نو جوان شد ۹
بتم تا غمزه ی غمّاز بنمود
بسی فتنه ز چشمش در جهان شد ۱۰
ز دیده خون دل گویی روان شد ۱
دلم بر خاک کویت زار بنشست
روان تا قامت سرو روان شد ۲
به بوی آنکه پایت را ببوسد
بدان امّید خاک آستان شد ۳
دل بیچاره ساکن گشت آنجا
فدای خاک کوی دلبران شد ۴
چرا آن دلبر طنّاز باری
پری وار از دو چشم ما نهان شد ۵
مسلمانان نمی دانم که دلبر
چرا با ما چنین نامهربان شد ۶
نگارینا خبر داری ز حالم
که جان از درد دوری ناتوان شد ۷
نخورده شربتی از جام نوشین
به بخت ما چرا او سرگران شد ۸
چو سرو ناز سوی ما گذر کن
که تا گویم جهان از نو جوان شد ۹
بتم تا غمزه ی غمّاز بنمود
بسی فتنه ز چشمش در جهان شد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۶ - چون روز عمر من به فراق تو شام شد
گوهر بعدی:شماره ۵۸۸ - دل از تاب شب هجرانش خون شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.