هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عطار نیشابوری است که در آن شاعر از عشق و جمال معشوق سخن میگوید. او از زیبایی موهای معشوق، نگاه جادوییاش، و تأثیر عمیق عشق بر دل و جان خود میسراید. شاعر از درد هجران و عشق سخن میگوید و بیان میکند که عشق معشوق او را در اضطراب و شوریدگی قرار داده است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد هجران و اضطراب عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۴۸ - زلف را چون به قصد تاب دهد
زلف را چون به قصد تاب دهد
کفر را سر به مهر آب دهد ۱
باز چون درکشد نقاب از روی
همه کفار را جواب دهد ۲
چون درآید به جلوه ماه رخش
تاب در جان آفتاب دهد ۳
تیر چشمش که کم خطا کرده است
مالش عاشقان صواب دهد ۴
همه خامان بی حقیقت را
سر زلفش هزار تاب دهد ۵
تشنگان را که خار هجر نهاد
لب گلرنگ او شراب دهد ۶
غم او زان چنین قوی افتاد
که دلم دایمش کباب دهد ۷
گاه شعرم بدو شکر ریزد
گاه چشمم بدو گلاب دهد ۸
گر دلم میدهد غمش را جای
گنج را جایگه خراب دهد ۹
دل به جان باز مینهد غم او
تا درین دردش انقلاب دهد ۱۰
دل عطار چون ز دست بشد
چه کند تن در اضطراب دهد ۱۱
کفر را سر به مهر آب دهد ۱
باز چون درکشد نقاب از روی
همه کفار را جواب دهد ۲
چون درآید به جلوه ماه رخش
تاب در جان آفتاب دهد ۳
تیر چشمش که کم خطا کرده است
مالش عاشقان صواب دهد ۴
همه خامان بی حقیقت را
سر زلفش هزار تاب دهد ۵
تشنگان را که خار هجر نهاد
لب گلرنگ او شراب دهد ۶
غم او زان چنین قوی افتاد
که دلم دایمش کباب دهد ۷
گاه شعرم بدو شکر ریزد
گاه چشمم بدو گلاب دهد ۸
گر دلم میدهد غمش را جای
گنج را جایگه خراب دهد ۹
دل به جان باز مینهد غم او
تا درین دردش انقلاب دهد ۱۰
دل عطار چون ز دست بشد
چه کند تن در اضطراب دهد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۷ - برق عشق از آتش و از خون جهد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۹ - یک شکر زان لب به صد جان میدهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.