هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و فراق معشوق میگوید و بیان میکند که سالها با اشک چشم انتظار دیدار یار را کشیده است. او از رسیدن معشوق و پایان شب هجران شکرگزاری میکند، اما در عین حال از جفاها و رنجهای عشق نیز شکایت دارد. شاعر در پایان از معشوق میخواهد که به او نزدیک شود تا دیگران بفهمند که دوران رنج او به پایان رسیده است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۹۶ - دوشم ز در آن شمع دلفروز درآمد
دوشم ز در آن شمع دلفروز درآمد
و آن تیره شب هجر نگارم به سر آمد ۱
عمریست بپروردمش از آب دو دیده
تا قامت آن سرو دلارا به بر آمد ۲
من منتظر وعده آن عمر گرامی
تا همچو سهی سرو شبی در گذر آمد ۳
گفتم که زدم ناله بسی در شب هجران
المنة لله که چنین کارگر آمد ۴
امسال ز خون جگر ماست تو دانی
کاین گلبن مقصود جهان بارور آمد ۵
لیکن چه توان کرد نصیب من از آن گل
یا خار جفا یا همه خون جگر آمد ۶
من خسته به هجران قدمی بر سر ما نه
تا بانگ برآرند که عمرش به سر آمد ۷
و آن تیره شب هجر نگارم به سر آمد ۱
عمریست بپروردمش از آب دو دیده
تا قامت آن سرو دلارا به بر آمد ۲
من منتظر وعده آن عمر گرامی
تا همچو سهی سرو شبی در گذر آمد ۳
گفتم که زدم ناله بسی در شب هجران
المنة لله که چنین کارگر آمد ۴
امسال ز خون جگر ماست تو دانی
کاین گلبن مقصود جهان بارور آمد ۵
لیکن چه توان کرد نصیب من از آن گل
یا خار جفا یا همه خون جگر آمد ۶
من خسته به هجران قدمی بر سر ما نه
تا بانگ برآرند که عمرش به سر آمد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۵ - بحمدالله شب هجران سرآمد
گوهر بعدی:شماره ۵۹۷ - رسید مژده ی شادی که شاه باز آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.