هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از درد هجران و انتظار کشیدن برای وصال معشوق سخن میگوید. شاعر از رنج دوری، بیقراری دل و تأثیر عمیق عشق بر روح و جان خود مینالد و از معشوق میخواهد که این دوری را پایان دهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۳۷ - این دیده ی جان مرا روی تو بینا می کند
این دیده ی جان مرا روی تو بینا می کند
مدحت زبان روح را گویی که گویا می کند ۱
عمریست تا جان می دهم بر وعده روز وصال
تا کی بت سنگین دلم امروز و فردا می کند ۲
هر شب ز هجرت مردم چشم من سودازده
هر دم چو ملاحان شنا در آب دریا می کند ۳
گوید به هجران صبر کن تا کام یابی از جهان
سودای عشقش چون کنم در سینه غوغا می کند ۴
از صبر کامم تلخ شد حاصل نشد کام دلم
آخر بگو تا کی بتم این جور بر ما می کند ۵
درد دلی دارم ز تو گل قند فرمودم طبیب
زان روی و لب کن چاره ای کان دفع صفرا می کند ۶
با چشن فتّانش بگو تا کی خورد خون دلم
با ما چرا چون زلف خود هر لحظه سودا می کند ۷
مدحت زبان روح را گویی که گویا می کند ۱
عمریست تا جان می دهم بر وعده روز وصال
تا کی بت سنگین دلم امروز و فردا می کند ۲
هر شب ز هجرت مردم چشم من سودازده
هر دم چو ملاحان شنا در آب دریا می کند ۳
گوید به هجران صبر کن تا کام یابی از جهان
سودای عشقش چون کنم در سینه غوغا می کند ۴
از صبر کامم تلخ شد حاصل نشد کام دلم
آخر بگو تا کی بتم این جور بر ما می کند ۵
درد دلی دارم ز تو گل قند فرمودم طبیب
زان روی و لب کن چاره ای کان دفع صفرا می کند ۶
با چشن فتّانش بگو تا کی خورد خون دلم
با ما چرا چون زلف خود هر لحظه سودا می کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۶ - مقرّرست دلا دلبران وفا نکنند
گوهر بعدی:شماره ۶۳۸ - صبح روی تو سلامت می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.