هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از هجران و بیوفایی معشوق رنج میبرد. شاعر از غم و اندوه خود میگوید و از معشوقی که با رفتارش دل او را میآزارد. او از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و از این که معشوق به عهد خود وفا نمیکند، شکایت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و درد عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۶۴۰ - مسکین دلم ز درد تو فریاد می کند
مسکین دلم ز درد تو فریاد می کند
از بس که روز هجر تو بیداد می کند ۱
زین بیش غم منه به دل خسته خاطرم
کز غم رقیب بیهده دل شاد می کند ۲
گر بگذرد قدت چو سهی سرو در چمن
صد بنده را ز لطف خود آزاد می کند ۳
هر دیده ای که قدّ دلارای او بدید
هرگز نظر به قامت شمشاد می کند؟ ۴
سرو سهی چون قامت و بالای تو بدید
برداشت دستها و ز تو داد می کند ۵
مسکین دلم چو محرم رازی نباشدش
هر دم حدیث عشق تو با باد می کند ۶
گوید مرا ز دیده خیالش نمی رود
آن بی وفا ز من نفسی یاد می کند ۷
آن یار تندخوی جفاجوی بی وفا
تا کی خلاف وصل به میعاد می کند ۸
چشمت به غمزه خون جهانی به زجر ریخت
مست و خراب و عربده بنیاد می کند ۹
از بس که روز هجر تو بیداد می کند ۱
زین بیش غم منه به دل خسته خاطرم
کز غم رقیب بیهده دل شاد می کند ۲
گر بگذرد قدت چو سهی سرو در چمن
صد بنده را ز لطف خود آزاد می کند ۳
هر دیده ای که قدّ دلارای او بدید
هرگز نظر به قامت شمشاد می کند؟ ۴
سرو سهی چون قامت و بالای تو بدید
برداشت دستها و ز تو داد می کند ۵
مسکین دلم چو محرم رازی نباشدش
هر دم حدیث عشق تو با باد می کند ۶
گوید مرا ز دیده خیالش نمی رود
آن بی وفا ز من نفسی یاد می کند ۷
آن یار تندخوی جفاجوی بی وفا
تا کی خلاف وصل به میعاد می کند ۸
چشمت به غمزه خون جهانی به زجر ریخت
مست و خراب و عربده بنیاد می کند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۹ - هر دم که جان وصال تو را یاد می کند
گوهر بعدی:شماره ۶۴۱ - با قامت تو سرو به بستان چه می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.