هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق نافرجام و جفای معشوق شکایت می‌کند. او بیان می‌کند که با وجود وفاداری و عشق فراوانش، معشوق به او توجهی نمی‌کند و درد دلش را تسکین نمی‌دهد. شاعر خود را همچون خاکی در راه معشوق می‌داند، اما معشوق همچون سروی سر به فلک کشیده به او نگاه نمی‌کند. با این حال، شاعر همچنان به معشوق وفادار است و تنها برای او دعا می‌کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن‌ها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

شماره ۶۴۵ - با من خسته دلبرم غیر جفا نمی کند

با من خسته دلبرم غیر جفا نمی کند
کام دل حزین من دوست روا نمی کند ۱

چونکه دلم به درد او هست حزین و مبتلا
درد مرا ز لب چرا دوست دوا نمی کند ۲

گفته بُد او وفا کنم ور نکند عجب مدار
عمر منست از آن سبب عمر وفا نمی کند ۳

این همه جور و درد دل کز غم اوست بر دلم
با همه غم ز دامنش دست رها نمی کند ۴

خاک صفت اگر چه من پیش رهت فتاده ام
سرو سهی قامتش چشم به ما نمی کند ۵

در خم ابروان او مردم دیده ام ز جان
غیر دعای دولتش هیچ دعا نمی کند ۶

چونکه منم گدای او شاه جهانم از چه رو
چشم ارادتی بگو سوی گدا نمی کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۴۴ - درد مرا طبیب مداوا نمی کند
گوهر بعدی:شماره ۶۴۶ - بیشتر خلق جهان در پی جاه و درمند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.