هوش مصنوعی: این متن شعری است که درد دوری و فراق از معشوق را بیان می‌کند. شاعر از رنج‌های عشق، بی‌تابی و ناامیدی در فراق سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به وصلش او را سیراب کند. همچنین، اشاره‌ای به تأثیر عمیق این درد بر جسم و روحش دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۶۵۹ - از درد دوری تو جانا دلم بفرسود

از درد دوری تو جانا دلم بفرسود
صبر و قرار یکسر عشقم ز دست بربود ۱

گر باورت نباشد از ما غم جهان را
تو سیم اشک ما بین بر چهره زراندود ۲

دیدی که در فراقت ای نور هر دو دیده
نارم به دل فتاده روی مرا چو به بود ۳

بگذاشتی به دردم وز پیش ما برفتی
آری مگر نگارا دلخواه تو چنین بود ۴

کاندر غم فراقت جان را دهم به خواری
گرچه نبود ما را در غم امید بهبود ۵

آهم به هفت گردون رفت از غم فراقت
آری از آتش دل پنهان نمی شود دود ۶

از وصل خود زلالی بر جان تشنه لب ریز
ورنه به آب دیده شستن نداردم سود ۷

بیچاره دل به هجران جان داد در همه عمر
ای نور دیده یک شب در صحبتت نیاسود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۵۸ - درد ما را دوا نخواهد بود
گوهر بعدی:شماره ۶۶۰ - بی رخ تو نمی توانم بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.