هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و اشتیاق به معشوق میگوید و بیان میکند که دلش از فراق ضعیف و ناتوان شده است. او از بخت بد خود شکایت دارد و آرزو میکند که معشوق او را نوازش کند. شاعر با تصاویر زیبا، مانند مویی شدن تن از هجران و کاهی شدن کوه بیستون، عمق رنج خود را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل احساسات و эмоات بیان شده در شعر نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۶۳ - چون دیده ام به هجر رخت پر ز خون بود
چون دیده ام به هجر رخت پر ز خون بود
ما را اگر دمی بنوازی تو چون بود ۱
مسین دل ضعیف من ای نور دیدگان
با درد اشتیاق تو عضوی زبون بود ۲
گفتم مگر شبی بنوازی مرا به لطف
نگذاردم که بخت بدم رهنمون بود ۳
گشتم یقین و طالع خویش آزموده ام
بختم همیشه چون سر زلفت نگون بود ۴
مویی شد از خیال رخت تن ز روز هجر
کاهی شود اگرچه کُه بیستون بود ۵
بگذار کاین دلم ز فراقت حزین شود
چون از زبان من به تو صد آفرین بود ۶
چون قامتت بگو سخنی راست، کج مگو
تا کی قدم ز بار فراقت چو نون بود ۷
ما را اگر دمی بنوازی تو چون بود ۱
مسین دل ضعیف من ای نور دیدگان
با درد اشتیاق تو عضوی زبون بود ۲
گفتم مگر شبی بنوازی مرا به لطف
نگذاردم که بخت بدم رهنمون بود ۳
گشتم یقین و طالع خویش آزموده ام
بختم همیشه چون سر زلفت نگون بود ۴
مویی شد از خیال رخت تن ز روز هجر
کاهی شود اگرچه کُه بیستون بود ۵
بگذار کاین دلم ز فراقت حزین شود
چون از زبان من به تو صد آفرین بود ۶
چون قامتت بگو سخنی راست، کج مگو
تا کی قدم ز بار فراقت چو نون بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶۲ - گر کسی را درد بی درمان بود
گوهر بعدی:شماره ۶۶۴ - آنکس که مرا از دو جهان یار گزین بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.