هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد عشق و بی‌وفایی معشوق می‌نالد. او بیان می‌کند که با وجود گذشت و وفاداری، معشوق جز جفا و بیداد چیزی برایش نداشته است. شاعر از ظلم و بی‌عدالتی معشوق شکایت کرده و می‌گوید که دیگران از وصلت او شفا می‌یابند، اما درد او درمانی ندارد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که معشوق هرگز وفادار نبوده و عشق او سرابی بیش نبوده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه‌ی عمیق، درد و رنج عشق، و مفاهیم عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات حاوی احساسات شدید و ناامیدی هستند که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۶۶۷ - کامم ز نوش داروی وصلت روا نبود

کامم ز نوش داروی وصلت روا نبود
بر درد من ز وصل تو هرگز دوا نبود ۱

بر درد هرکسی ز لب تو دوا برند
بر درد این غریب ستمکش چرا نبود ۲

جان در وفا و مهر تو دادیم مردوار
با مات جز ملامت و جور و جفا نبود ۳

نام وفا نبود به عالم ستمگرا
یا بود و در مزاج تو هرگز وفا نبود ۴

صلحست در میانه معشوق و عاشقان
دایم میان ما بجز از ماجرا نبود ۵

بردی دل حزینم و دادی به دست غم
ظلمی چنین صریح نگارا روا نبود ۶

رفتم به سوی محتشمی کاو نظر کند
بر جانب گدا نظرش گوییا نبود ۷

سلطان لطف آن صنم گلعذار را
پروای این غریب نزار گدا نبود ۸

آنچ از وفا و جور توانست بر دلم
کرد و ز روی ماش همانا حیا نبود ۹

بودم به دل گمان که ندارد وفا و مهر
دیدی که عاقبت نظر ما خطا نبود ۱۰

زان رو که هست کام دلش حاصل از جهان
بودش فراغتی و غم بی نوا نبود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۶۶ - چون مرا با عشق تو دردی بود
گوهر بعدی:شماره ۶۶۸ - دل ما بردی و یکدم طرف مات نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.