هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج عاشقی است که معشوق خود را می‌ستاید اما از بی‌اعتنایی و سردی او رنج می‌برد. شاعر از عشق بی‌پاسخ، فراق، و ناامیدی سخن می‌گوید و با تصاویری مانند سرو و چمن، زیبایی معشوق را توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه‌ی عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی اندوه و ناامیدی هستند که درک آن‌ها به بلوغ عاطفی نیاز دارد.

شماره ۶۶۸ - دل ما بردی و یکدم طرف مات نبود

دل ما بردی و یکدم طرف مات نبود
گرچه ای سرو بجز دیده ی ما جات نبود ۱

مهر روی تو نکردیم بجز جان جایش
مهر ما یک سر مو در دل خارات نبود ۲

مدّتی بود که تا کحل بصر می جستم
نیک دیدم که بجز خاک کف پات نبود ۳

قامت سرو سهی در چمن جان بسیار
دیده ام هیچ یکی چون قد زیبات نبود ۴

ای دل خسته تو گفتی که ببوسم پایت
چون رسیدی ببرش زهره و یارات نبود ۵

سالها بود که سرگشته کویت بودم
بود میلی سوی این خسته جگریات نبود ۶

گرچه جان در قدمت کردم و دل رفت ز دست
ای ستمگر بجز از شعبده بامات نبود ۷

رخ نهادیم در آن عرصه که فرزین بندیم
شاه رخ زد غم او چاره بجز مات نبود ۸

در جهان بود امیدم به تو بسیار ولی
چه توان کرد مرا عین کرامات نبود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۶۷ - کامم ز نوش داروی وصلت روا نبود
گوهر بعدی:شماره ۶۶۹ - گرم چه داعیه ی عشق آن نگار نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.