هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام و درد هجران معشوق میگوید. او با وجود تلاشهای بسیار، نتوانسته به وصال معشوق برسد و از ناپایداری این عشق شکایت دارد. هرچند گاهی امیدهایی داشته، اما در نهایت، رنج هجران و بیوفایی معشوق را تحمل کرده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیدهی انسانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنج عشق ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۶۶۹ - گرم چه داعیه ی عشق آن نگار نبود
گرم چه داعیه ی عشق آن نگار نبود
به گرد کوی وصالش مرا گذار نبود ۱
کناره کردم از آن آستان ز بیم رقیب
به اختیار خودم گرچه بخت یار نبود ۲
ز غیب دامن وصلش فتاد در دستم
ولی چه سود دریغا که پایدار نبود ۳
به باغ عیش گل آرزو همی چیدم
به کام خویش زمانی که بیم خار نبود ۴
به بوستان وصالش نوای مرغ دلم
ز شوق آن رخ چون گل کم از هزار نبود ۵
به هر چمن که رسیدم گلی طلب کردم
به رنگ رویش و در هیچ لاله زار نبود ۶
هزار سحر که بنمود نرگس رعنا
یکی به شیوه ی آن چشم پر خمار نبود ۷
هزار ناله بکردم ز درد و یک سر موی
به هیچ در دل سنگین آن نگار نبود ۸
هزار شربت زهر از غم جهان خوردم
ولی به تلخی اندوه هجر یار نبود ۹
به گرد کوی وصالش مرا گذار نبود ۱
کناره کردم از آن آستان ز بیم رقیب
به اختیار خودم گرچه بخت یار نبود ۲
ز غیب دامن وصلش فتاد در دستم
ولی چه سود دریغا که پایدار نبود ۳
به باغ عیش گل آرزو همی چیدم
به کام خویش زمانی که بیم خار نبود ۴
به بوستان وصالش نوای مرغ دلم
ز شوق آن رخ چون گل کم از هزار نبود ۵
به هر چمن که رسیدم گلی طلب کردم
به رنگ رویش و در هیچ لاله زار نبود ۶
هزار سحر که بنمود نرگس رعنا
یکی به شیوه ی آن چشم پر خمار نبود ۷
هزار ناله بکردم ز درد و یک سر موی
به هیچ در دل سنگین آن نگار نبود ۸
هزار شربت زهر از غم جهان خوردم
ولی به تلخی اندوه هجر یار نبود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶۸ - دل ما بردی و یکدم طرف مات نبود
گوهر بعدی:شماره ۶۷۰ - ز ابر بر رخ ماهم نقاب خوش نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.