هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد فراق و عشق نافرجام را بیان میکند. شاعر از ناتوانی در تحمل دوری معشوق و بیچارگی در برابر عشق سخن میگوید و تلاشهای بیثمرش برای مقابله با این احساس را توصیف میکند. در نهایت، او تسلیم این عشق میشود و از سوختن و باختن در این راه میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۷۱ - زین بیش با فراق توأم ساختن نبود
زین بیش با فراق توأم ساختن نبود
تدبیر دل ز عشق تو پرداختن نبود ۱
گفتم به صبر چاره وصلش کنم ولیک
با روز شوق جز سپر انداختن نبود ۲
چون من قتیل عشق تو بودم به قصد ما
حاجت تو را به تیغ برافراختن نبود ۳
بشکست قلب ما غم عشقت که با فراق
بازوی صبر و پنجه در انداختن نبود ۴
چون سوز عشق تو جگرم سوخت همچو شمع
تدبیر جز نشستن و سر باختن نبود ۵
سیلاب دیده ام ز فراقت همه جهان
بگرفت آنچنانچه ره تاختن نبود ۶
اسب رخت بیامد و زد شه رخی چنان
کش هیچ چاره ای بجز از باختن نبود ۷
تدبیر دل ز عشق تو پرداختن نبود ۱
گفتم به صبر چاره وصلش کنم ولیک
با روز شوق جز سپر انداختن نبود ۲
چون من قتیل عشق تو بودم به قصد ما
حاجت تو را به تیغ برافراختن نبود ۳
بشکست قلب ما غم عشقت که با فراق
بازوی صبر و پنجه در انداختن نبود ۴
چون سوز عشق تو جگرم سوخت همچو شمع
تدبیر جز نشستن و سر باختن نبود ۵
سیلاب دیده ام ز فراقت همه جهان
بگرفت آنچنانچه ره تاختن نبود ۶
اسب رخت بیامد و زد شه رخی چنان
کش هیچ چاره ای بجز از باختن نبود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۰ - ز ابر بر رخ ماهم نقاب خوش نبود
گوهر بعدی:شماره ۶۷۲ - یار ما را بیش از این با ما سر یاری نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.