هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید و از هجران و دوری او شکایت دارد. او آرزوی وصال معشوق را دارد و از زیبایی و لطف او ستایش میکند. شاعر به دل خود توصیه میکند که در عشق صبور باشد و با گردش روزگار سازگار شود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۱۰ - مرا وصال رخت ای نگار می باید
مرا وصال رخت ای نگار می باید
اگر مراد دل ما نمی دهی شاید ۱
نظر به روی تو کردن چو خوش بود تا روز
که عکس روی تو خواب از دو دیده برباید ۲
ببست جان و دلم دیده در خیال رخت
مگر دری ز وصالت خدای بگشاید ۳
ز لطف خویش بیاراست زیور حسنت
مشاطه کرمش آنچنان که می باید ۴
به عشق روی چو ماهش صبور باش ای دل
ببین ز گردش ایام تا چه می زاید ۵
دو دیده ی دل من از جهان خبر داری
که خون دیده ز هجران ز دیده پالاید ۶
بساز ای دل بیچاره با مراد جهان
نه آنچنان که بیاید چنانکه می باید ۷
اگر مراد دل ما نمی دهی شاید ۱
نظر به روی تو کردن چو خوش بود تا روز
که عکس روی تو خواب از دو دیده برباید ۲
ببست جان و دلم دیده در خیال رخت
مگر دری ز وصالت خدای بگشاید ۳
ز لطف خویش بیاراست زیور حسنت
مشاطه کرمش آنچنان که می باید ۴
به عشق روی چو ماهش صبور باش ای دل
ببین ز گردش ایام تا چه می زاید ۵
دو دیده ی دل من از جهان خبر داری
که خون دیده ز هجران ز دیده پالاید ۶
بساز ای دل بیچاره با مراد جهان
نه آنچنان که بیاید چنانکه می باید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۹ - مرا زین بیش درد دل نباید
گوهر بعدی:شماره ۷۱۱ - کردگارم مگر از غیب دری بگشاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.