هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و امیدهای خود سخن میگوید، از خداوند طلب گشایش میکند و به لطف و کرم او امیدوار است. او از جفای فلک و دردهای عشق شکایت دارد، اما همچنان به روزهای بهتر و ظهور خورشید وصال امید بسته است. در پایان، اشارهای به تغییرات و تحولات آینده دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفای فلک و دردهای عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۷۱۱ - کردگارم مگر از غیب دری بگشاید
کردگارم مگر از غیب دری بگشاید
رهی از لطف به کوی تو مرا بنماید ۱
هست امید من دلخسته که لطف و کرمش
گره از کار فروبسته ما بگشاید ۲
پیش از این در ظلمات شب هجرم بکشد
بو که خورشید وصال تو رخی بنماید ۳
از جفایی که فلک کرد بدین خسته دلم
عقل سرگشته سرانگشت تحیر خاید ۴
خاطر از تیغ جفای تو چنان مجروحست
که ورا مرهمی از لطف خدا می باید ۵
گر کسی درد نهد بر دل مسکین کسی
گرش از لطف دوا نیز فرستد شاید ۶
حالیا مادر ایام جهان حامله ایست
تا ببینیم که دیگر چه از او می زاید ۷
رهی از لطف به کوی تو مرا بنماید ۱
هست امید من دلخسته که لطف و کرمش
گره از کار فروبسته ما بگشاید ۲
پیش از این در ظلمات شب هجرم بکشد
بو که خورشید وصال تو رخی بنماید ۳
از جفایی که فلک کرد بدین خسته دلم
عقل سرگشته سرانگشت تحیر خاید ۴
خاطر از تیغ جفای تو چنان مجروحست
که ورا مرهمی از لطف خدا می باید ۵
گر کسی درد نهد بر دل مسکین کسی
گرش از لطف دوا نیز فرستد شاید ۶
حالیا مادر ایام جهان حامله ایست
تا ببینیم که دیگر چه از او می زاید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۰ - مرا وصال رخت ای نگار می باید
گوهر بعدی:شماره ۷۱۲ - نصیب دشمنم بادا چنین عید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.