هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد فراق و امید به لطف و رحمت معشوق است. شاعر از معشوق میخواهد که او را تنها نگذارد و به حال جهان لطف کند. همچنین، از درد هجران و عشق فراوان به معشوق سخن میگوید و اشاره میکند که عاشقان بسیاری مانند او در جهان وجود دارند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۷۳۷ - ای دوست ما به دست تو دادیم اختیار
ای دوست ما به دست تو دادیم اختیار
ما را نزار و زار خدا را روا مدار ۱
گر لطف می کنی تو به حال جهان بکن
زان رو که ما به لطف تو هستیم امیدوار ۲
ای مدّعی تو را چه فتادست با منت
شرمی بدار از حق و ما را به ما گذار ۳
گر زآنکه لطف دوست بود دستگیر من
فارغ من از بهشتم و با درد و غم چه کار ۴
تو چون گلی شکفته به بستان به صبحدم
ما در فراق روی تو چون بلبلیم زار ۵
تا کی به درد [هجر] تو باشیم مبتلا
ما را بدار یا نه که دست از جهان بدار ۶
چندان قتیل عشق تو هستند در جهان
مانند ما بسی که نیایند در شمار ۷
ما را نزار و زار خدا را روا مدار ۱
گر لطف می کنی تو به حال جهان بکن
زان رو که ما به لطف تو هستیم امیدوار ۲
ای مدّعی تو را چه فتادست با منت
شرمی بدار از حق و ما را به ما گذار ۳
گر زآنکه لطف دوست بود دستگیر من
فارغ من از بهشتم و با درد و غم چه کار ۴
تو چون گلی شکفته به بستان به صبحدم
ما در فراق روی تو چون بلبلیم زار ۵
تا کی به درد [هجر] تو باشیم مبتلا
ما را بدار یا نه که دست از جهان بدار ۶
چندان قتیل عشق تو هستند در جهان
مانند ما بسی که نیایند در شمار ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۶ - فراقت بر دلم بار آورد بار
گوهر بعدی:شماره ۷۳۸ - نهاد ملک دلم بر غم رخ تو مدار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.