هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و جفای معشوق شکایت میکند و بیان میکند که با وجود تمام ناملایمات، هنوز دل در گرو عشق او دارد. او از بیوفایی معشوق و روزگار مینالد و از دیگران میخواهد که مراقب عشق و دلهای شکسته باشند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۷۴۳ - دل به جان آمد ز دست جور یار
دل به جان آمد ز دست جور یار
غم نخوردم یک زمان آن غمگسار ۱
از جفا نگذاشت چیزی کاو نکرد
بامن دلخسته آن زیبا نگار ۲
همچو زلف آشفته گشتم در غمش
ای مسلمانان به سان روزگار ۳
یاد من گویی برفت از یاد او
بی وفایی پیشه کرد آن گل عذار ۴
هر که عشق روی گل دارد بگو
تا بپوشد از سلحداران خار ۵
تشنگان را بر دهان جان چکان
قطره ای زان هر دو لعل آبدار ۶
پای دارم در جهان چون بندگان
تاجدارا دستم از دامن مدار ۷
غم نخوردم یک زمان آن غمگسار ۱
از جفا نگذاشت چیزی کاو نکرد
بامن دلخسته آن زیبا نگار ۲
همچو زلف آشفته گشتم در غمش
ای مسلمانان به سان روزگار ۳
یاد من گویی برفت از یاد او
بی وفایی پیشه کرد آن گل عذار ۴
هر که عشق روی گل دارد بگو
تا بپوشد از سلحداران خار ۵
تشنگان را بر دهان جان چکان
قطره ای زان هر دو لعل آبدار ۶
پای دارم در جهان چون بندگان
تاجدارا دستم از دامن مدار ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۲ - بی تکلّف خوشست بوی بهار
گوهر بعدی:شماره ۷۴۴ - بس که کردم در فراق روی جانان انتظار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.